هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند 4

اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !
 
 
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز !

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی .

 
عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد .
 
عشق مانند بیماری مسری است که هرچه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا می شوی .
 
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .
 
عشق هنگامی که شما را می پرورد ، شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . (جبران خلیل جبران)

فقط با سایه ی خودم خوب می توانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او می تواند مرا بشناسد ، او حتما می فهمد !

 
هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است .
 

 زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ، زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز .

برای رسیدن باید رفت ، در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز را بیاموز !
 
آنکه با زندگی می سازد ، می بازد ، با زندگی نساز ، زندگی را بساز . (زرتشت)
 

من و این داغ در تکرار مانده ، من و این عشق بیدار مانده ، مپرس از من چرا دلتنگ هستم ، دلم بین در و دیوار مانده .

روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
 

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست .
 
   
عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود .
 
 
هرگز امید را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .
 
عشق غیر از تاولی پر درد نیست ، هرکس این تاول ندارد مرد نیست ، آمدم تا عشق را معنا کنم ، بلکه جای خویش را پیدا کنم ، آمدم دیدم که جای لاف نیست ، عشق غیر از عین و شین و قاف نیست .
 
آنکه مرا خوب درک می کند ، یک روز زادگاه مرا ترک می کند .
 
رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست ، بلکه به معنی حضور در درون اوست .
 
عشق مرزهای زمان را فتح می کند ، عشق هیچ مرگی نمی شناسد ، عشق بر مرگ غلبه می کند .
 
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی .
 
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.

موج اگر می دانست ساحل هیچ وقت دستش را نمی گیرد هرگز برای رسیدن نفس نفس نمی زد.


زیبایی عشق را بوجود نمی آورد بلکه عشق است که زیبایی به وجود می آورد.



رازت را به چشمانت هم نگو زیرا می گرید ونگهدارت رازت نیست.

 
هیچ گاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار ازعشق، صمیمیت و محبت امروز سالها از آن روز می گذرد ولی تو هر گز بر نگشته ای صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را.


عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است، فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است، عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است، عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.

همیشه برای کسی بخند که میدانی به خاطر تو شاد میشود... برای کسی گریه کن که میدانی وقتی غصه ‏داری و اشک میریزی برایت اشک میریزد... برای کسی غمگین باش که در غمت شریک است... وعاشق کسی ‏باش که دوستت داشته باشد....

یک لحظه دلم برای بی قراری هایت تنگ شد، چهره پاک و معصومت را در کوچه باغ ذهنم به تصویر کشیدم، دوباره آرام شدم، دوباره جان گرفتم  ولی باز دلتنگم.

دست هایم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت.

چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست.

کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی.


نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی.

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایی آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.

زمانی که فکر می کنی در هفت آسمان یک ستاره هم نداری یکی یک گوشه ای دنیا هست که برای دیدنت لحظه شماری می کند.


زسحرهمیشه تاریکی است ولی تاکنون نشده که آفتاب طلوع نکند پس به سحر اعتماد کن.

 
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.


همیشه به یاد داشته باش در ارتفاعی خاص از زمین دیگر ابری وجود ندارد اگر آسمان زندگیت ابریست به این دلیل است که روحت به اندازه کافی اوج نگرفته است.


دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست، اسراف در محبت است.

 
اگر میخواهی همیشه آرام باشی، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس.

با شجاعت به سوی هدف قدم بردار و از انتقاد دیگران مهراس، خداوند در شبهای بی خوابی با تو خواهد بود و قطرات اشک را با *عشق خود * از گونه هایت خواهد زدود خداوند با شجاعان است.

اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن، اگر خداحافظی در راه است سلام نکن، اگر دستی را گرفتی رهایش نکن، دفتری که بسته شد دیگر بازش نکن، قلبی که شکسته شد دیگر نآزش نکن.

بای بای منتظر جملات قشنگتون پس نظر یادتون نره بای بای

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

When you think the world has turned it's back on you, take a look you most likely turned your back on the world وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

خداوندا از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می دارم می گویند: فراموشش کن ——————————

به هرکس می‌نگرم در شکایت است در حیرتم دنیا به کام کیست؟

عشق را باید از ماهی آموخت که چه بی پایان آب را پر از بـوسه های بی پاسخ می کند....!

abjikoochooloo

تمام کوچه های ذهنم را چراغانی میکنم و به انتظار تو ای آشنای سفر کرده پشت پنجره احساس گیسوان باتو بودن را می بافم لحظه هایم نثار توباد ای بانوی بیدار باغهای بهار

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

ديروز... باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ... و اما امروز... باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها...مي چکد بر فرش خانه...باز مي آيد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک...که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟

ای کاش میدانستم، ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کس که مرا فراموش میکند کیست

رها

اگر برف می دانست کره خاکی چقدر کثیف است ! هرگز هنگام فرود آمدن لباس سفید نمی پوشید...

sama

اقتدار قلب شکسته اندوهی است ناسرودنی